هفده اصل کار تیمی
فصل 1. انعطافپذیری
بحث تفصیلی
کار تیمی با خشکی و عدم تنعطاف مخلوط نمیشود. اگر میخواهید به راحتی با دیگران کار کنید و یک بازیکن تیمی خوب باشید، باید خودتان را با تیم هماهنگ کنید. افراد قابل انعطاف:
1- آموزش پذیرند
2- از نظر سیاسی احساس امنیت دارند: افرادی که از نظر احساسی ایمن نیستند، هر موضوعی را به صورت یک چالش یا تهدید میبینند اما افراد ایمن به علت تغییرات عصبی نمیشوند. آنها وضعیت جدید یا تغییرات را ارزیابی میکنند.
3- خلاق هستند: ممکن است کسی بگوید «بیایید این راه جدید را آزمایش کنیم.» اما تنها افراد خلاق هستند که میگویند «باید آزمایش کنیم.» یا «باید اینکار را بکنیم، حتی اگر موفق نشویم.». خلاقیت، انعطاف پذیری را افزایش میدهد.
4- ذهن خدمتگزار دارند: احتمال اینکه افرادی که به فکر خودشان هستند، تغییراتی در تیم ایجاد کنند بسیار کم است. بر خلاف آنهایی که به فکر خدمت به دیگران هستند.
برای اینکه انعطاف پذیر باشید...
. نقش خود را مجددا ارزیابی کنید: مقداری از وقتتان را به بررسی نقش کنونیتان در تیم، اختصاص دهید. سپس برای پیدا کردن نقش های دیگر برای ایفا کردن تلاش کنید.
. خارج از محدوده رایج فکر کنید: موضوع انجام نشدن این کار نیست، بلکه چگونگی انجام آن است. هر زمان با چالشی رو به رو میشوید، در جستوجوی راه حل هایی غیر مرسوم برآیید.
. آموختن را به عادت تبدیل کنید.
فصل 2: مشارکت
بحث تفصیلی
در شرایط فشار ناشی از چالش های دشوار، کیفیتی که باید در میان اعضای تیم وجود داشته باشد، مشارکت است. توجه کنید، نگفتم « همکاری» زیرا مشارکت چیزی بیشتر از همکاری است. همکاری یعنی کار توافقی با یکدیگر. مشارکت، کار کردن خلاقانه با یکدیگر است. برای تبدیل شدن به عضو یاور در تیم، باید توجه خود را به چهار زمینه معطوف کنید:
1- ادراک اعضای تیم را به عنوان یاوران خود ببینید، نه رقبای خود: برای اعضای یاور در تیم، کامل کردن یکدیگر مهمتر از رقابت با هم است. آنها خود را به صورت یک گروه فعال میبینند هرگز اجازه نمیدهند که با رقابت به تیم آسیب برسانند.
2- نگرش: نسبت به همتیمی های خود، حامی باشید، نه بدبین: همیشه انگیزه دیگران را خوب بدانید، مگر آنکه خلافش ثابت شود. اگر به مردم اعتماد کنید، بهتر میتوانید با آنها کنار بیایید.
3- تمرکز: تمام توجهتان به تیم باشد، نه خودتان: اگر به جای خودتان، به تیم تمرکز کنید، میتوانید در عوض سعی برای برد خودتان در مسابقه، از خط موازنه عبور کنید.
4- نتایج: با تکثیر نیرو، موفقیتها را خلق کنید: اگر به تنهایی کار کنید، شانس موقفیتتان کم میشود. مشارکت در هرکاری اثر افزاینده دارد. ممکن است بر علیه تیم کاری نکنید، اما لزوما به این معنا نیست که برا تیم کار میکنید.
برای اینکه به بازیکنی با صفت تشریک مساعی در تیم تبدیل شوید:
. به صورت برنده – برنده فکر کنید: به دنبال راههایی برای سهیم شدن اطلاعات و کار با یکدیگر باشید تا هم خودتان سود ببرید و هم تیمتان.
. مکمل دیگران باشید: با فردی همراه شوید که در جایی که شما ضعف دارید او قوی باشد، و بالعکس.
.خود را از تصویر بیرون بکشید: چه چیزی برای تیم بهتر است؟ از خود بپرسید که اگر شما حضور نداشتید، تیم چه میکرد.
فصل 3: تعهد
بحث تفصیلی
بسیاری از مردم تمایل دارند که تعهد را با احساسات همراه کنند اما فعالیت و تعهد به این شیوه موثر نیست. احساسات انسان طبیعی مواج دارد و همواره بالا و پایین میرود، اما تعهد باید محکم و استوار باشد. آنچه در اینجا میآید نکاتی است که هر عضو تیم باید در رابطه با کار و تعهد بداند:
1- افراد در هنگامه بحران کشف میشوند: مبارزه عزم شخصی را قوی میکند. سختی و مشقت پرورش دهنده تعهد است و تعهد مشوق سخت کوشی. افراد متعهد با آسانی تسلیم نمیشوند.
2- متهد بودن ارتباطی به توانایی با استعداد ندارد: اگر خود را نسبت به استفاده از استعدادهایمان که داریم متعهد کنیم، در مییابیم که استعدادهای بیشتری داریم و چیزهای بیشتری برای عرضه کردن داریم و این نتیجه تعهد ماست.
3- تعهد حاصل انتخاب استف نه شرایط: این انتخابها هستند که شرایط را تعیین میکنند. هنگامی که تعهد را انتخاب میکنید، شانس موفقیت افزایش مییابد.
4- تعهدی که مبتنی بر ارزشها باشد، پایدار است: پذیرش مسئولیت در لحظه یک چیز است اما پایبند بودن به آن چیز دیگر. تعهد نسبت به چیزی که که به آن اعتقاد دارید، تعهدی است که حفظ آن آسان تر است.
برای اینکه سطح تعهد خود را بهبود بخشید:
. ارزشهای خود را به تعهدتان گره بزنید: ارزشها و تواناییتان برای پایدار ماندن به تعهدتان رابطه تنگاتنگی با هم دارند.
. خطر کنید: متعهد بودن مستلزم خطر کردن است. اما در هر صورت ریسک و خطرات متعهد بودن را بپذیرید.
دیگرتان ارزشش را ندارد یا خیر؟
فصل 4: خوشمشرب و اجتماعی بودن
بحث تفصیلی
نمیتوانید کار تیمی داشته باشید مگر اینکه بازیکنان ارتباطی داشته باشید. بدون ارتباطات، تیمی ندارید؛ بلکه مجموعه ای از چند نفر در اختیار دارید.
1- خودتان را از دیگران جدا نکنید: هر بازیکنی که جدا شود، مشکلی برای تیم است. اگر بخشهای کاملی از تیم جدا شوند، مشکل بزرگتر میشود.
2-ارتباط اعضای تیم را با یکدیگر آسان کنید: بسیاری از مشکلات ارتباطی، به وسیله روابط نزدیک حل میشوند.
3- از قانون «24 ساعت» پیروی کنید: بدون ارتباط فقط شرایط بدتر میشود. اگر هر نوع مشکل یا اختلافی با یکی از همتیمیهای خود دارید، اجازه ندهید که مشکل بیش از 24 ساعت طول بکشد. هر چه زودتر ارتباط برقرار کنید، برای شما و هم تیمی هایتان بهتر است.
4- به روابط بالقوه مشکل دار توجه کنید: روابط برای رشد کردن به توجه کردن نیاز دارند. این مطلب به ویژه در مورد افرادی که احتمال بروز تعارض میان آنها وجود دارد، صادق است.
برای بهبود ارتباطات:
. رک و صریح باشید: ارتباط باز، تقویت کننده اعتماد به نفس است. داشتن برنامه های پنهانی و مخفی کردن اخبار بد به روابط تیمی آسیب میرسانند.
. سریع باشید: هنگامی که مشکلی با همتیمیهایتان بروز میکند، در اولین فرصت به موضوع رسیدگی کنید.
فصل 5: کفایت و شایستگی
بحث تفصیلی
کلمه کفایت گاهی به معنای «کافی بودن» به کار میرود. هنگامی که در مورد «کفایت» و «شایستگی» صحبت میکنم که برای اعضای تیم ضروری است، آن را به معنای «لیاقت داشتن و مناسب بودن» به کار میبرم.
افراد با کفایت ویژگی های مشترکی دارند:
1- آنها نسبت به ممتاز بودن تهعد دارند.
2- آنها هرگز به متوسط قانع نیستند: افراد با کفایت انرژی و تلاش خود را متمرکز میکنند تار کارشان را به بهترین نحو انجام دهند.
3- آنها به جزئیات تووجه میکنند: از اینکه تمام سعیتان را در مورد کاری که به نظر کوچک میآید به کار ببرید، نترسید. هر بار که کاری انجام میدهید، نیرومندتر میشوید. اگر کارهای کوچک را به خوبی انجام دهید، کارهای بزرگ به خودی خود انجام شدهاند.
4- افراد با کفایت، با ثبات و هماهنگی کار میکنند: آیا همه انرزی خود را بر انجام خوب و درست کار متمرکز میکنید، به محوی که بتوانبد در انجام آن بسیار با کفایت عمل کنید؟
برای بهبود کیفیت:
. در حرفهتان متمرکز شوید: یک فعالیت را انتخاب و در آن تخصص پیدا کنید.
. برای کارهای کوچک عرق بریزید: کار را تا ریزترین جزئیات به خوبی انجام دهید.
. توجه بیشتری در به کار بستن ایدهها بنمایید: شکاف میان طرح یک ایده و عملی ساختن آن را پر کنید.
فصل 6: قابل اعتماد
بحث تفصیلی
قابلیت اعتماد برای موفقیت هر تیمی مهم است. هنگامی مسئله را درک میکنید که افرادی در تیمتان باشند که به آنها اعتماد نداشته باشید.
1- انگیزههای پاک و سالم: تلاش میکنم انگیزههایم را درست نگه دارم و همتیمیهای خود را تشویق میکنم که این کار را بکنند. هنگامی که کار تیمی مطرح است، انگیزهها اهمیت مییابند.
2- مسئولیتپذیری: مسئولیتپذیری نشان میدهد که افراد میخواهند قابل اعتماد باشند.
3- کمک و مشارکت هماهنگ: کیفیت نهایی یک شخشص قابل اعتماد، هماهنگی او با تیم است.
بیندیشید
آیا همتیمیهایتان میتوانند به شما اعتماد کنند؟ به انگیزههایتان اعتماد دارند؟ آیا دیگران میتوانند بر تصمیمات شما تکیه کنند؟ آیا اعمالتان منسجم و هماهنگ است، حتی در صورتی که چنین احساسی نداشته باشید؟ ایا بازیکنی پیشرو هستید، یا به هنگام بروز سختیها به دیگران تکیه میکنید؟
برای بهبود قابلیت اعتماد:
. انگیزههای خود را بررسی کنید: اهدافتان را بر روی کاغذ بیاورید تا منافع خود و تیم را مشخص کنید.
. شخصی را بیابید که روی شما حساب باز کند: شخصی را بیابید که به او احترام میگذارید و از او بخواهید در پیگیری حفظ تعهداتتان، کمکتان کند.
فصل 7: انضباط
بحث تفصیلی
انضباط انجام دادن کاری است که تمایلی به آن ندارید تا بتوانید کاری را که مایل به آن هستید انجام دهید. این بهای چیزهای کوچک است که میپردازید تا بتوانید چیز بزرگتری بخرید. باید در سه زمینه انضباط داشته باشید: شما باید دارای این ویژگیها باشید...
1- تفکر منضبط: اگز ذهن خود را فعال نگه دارید و به طور منظم و پیوسته در مورد مسائل صحیح فکر کنید، تفکر منضبط خواهید داشت.
2- احساسات منضبط: مردم در رابطه با احساساتشان دو گزینه در مقابل خود دارند: یا باید احساسات خود را کنترل کنند یا توسط احساساتشان کنترل شوند.
3- اعمال منضبط: فعال کردن ذهن و کنترل کردن احساسات مهم هستند؛ اما نیروی کمی به شما میدهند. آنچه برندهها را از بازندهها متمایز میکند، عمل کردن است.
برای اینکه بازیکن منضبطتری برای تیم باشید:
. عادات کاری خود را تقویت کنید: انضباط یعنی انجام کارهای صحیح در زمان صحیح و به علت صحیح. برای اینکه ببینید آیا در مسیر درستی قرار دارید، اولویتهای خود را در کارها مرور کنید.
. کاری انجام دهید: برای تقویت ذهن و اراده خود، کار یا پروژه ای انتخاب کنید که مجبور باشید در مورد آن فکر عمل کنید. به طور منضبط و به روشنی فکر کنید و دست به عمل بزنید.
. زبانتان را کنترل کنید: اگر گاهی از نظر احساسی بیش از حد واکنش نشان میدهید، قدم اول این است که گفتن چیزهایی که نباید بر زبان بیاورید، متوقف کنید.
فصل 8: رشد کردن
بحث تفصیلی
اعضای تیم برای بازیکنی که بتواند برای رفتن به سطحی بالاتر به آنها کمک کند، احترام قائل هستند. کسی که بتواند رشدشان دهد و برای موفقیت نیرومندشان کند، مورد تحسین و احترام آنهاست. بازیکنانی که همتیمیهای خود را رشد میدهند، خصوصیات مشترکی دارند:
1- آنها به همتیمیهای خود ارزش میدهند: کارایی افراد ارتباط مستقیمی با دانساههای شخص مورد احترام آنها دارد.
2- بهچیزی که در نظر همتیمیهایتان با ارزش است، ارزش بدهید: افرادی که دیگران را رشد میدهند، کاری بیش از ارزش دادن به همتیمیهای خود انجام میدهند.
3- افراد بزرگوار برارزش همتیمیهایشان میافزایند: افراد بزرگوار در دیگران موهبتها، استعدادها و یکپارچگی را جستوجو میکنند، سپس به آنها کمک میکنند تواناییهایشان به نفع خود آنها تقویت شود و در خدمت تیم قرار گیرد.
4- افراد بزرگوار خود را با ارزشتر میکنند: نمیتوانید چیزی که ندارید را به دیگران بدهید. اگر میخواهید بر تواناییهای یک همتیمی بیفزایید، خودتان را بهتر کنید.
برای اینکه بازیکنی باشید که تیم را بالا میبرد، این کارها را انجام دهید:
. قبل از اینکه شما را باور کنند، دیگران را باور کنید: اگر میخواهید به بهتر شدن افراد کمک کنید، باید ابتکار عمل را در دست بگیرید. اگر دیگران را باور دارید و ویژگی خاصی در آنها میبینید، میتوانید به آنها کمک کنید تا بهتر از آنکه فکر میکنند، بشوند.
. قبل از اینکه دیگران به شما خدما کنند، به آنها خدمت کنید: یکی از بهترین خدماتی که میتوانید برای دیگران انجام دهید، کمک به آنهاست تا به تواناییهای خود دست یابند و هر جا که ممکن است، برای موفقیت تیم، به دیگران اعتبار بدهید.
. قبل از اینکه دیگران به شما ارزش بدهند، به آنها ارزش دهید: مردم به طرف شخصی جلب میشوند که بر ارزش آنها بیفزاید و از کسی که از ارزش آنها بکاهد، دور میشوند.
فصل 9: شور و شوق
بحث تفصیلی
جایگزینی برای شور و شوق وجود ندارد. در صورتی که اعضای یک تیم سرشار از شور و شوق باشند، انرژی کل تیم افزایش چشمگیری خواهد یافت و انرژی، تولید نیرو و قدرت میکند.
در مورد شخصی که نگرش سرشار از شور و شوق به تیم میآورد فکر کنید؛ متوجه میشوید که آنها...
1- مسئولیت شور و شوق خود را به عهده میگیرند: افرادی که منتظرند تا نیرویی از خارج برا آنها وارد شود و شور و شوق را در آنها برانگیزد، همیشه مورد ترحم دیگران هستند. اگر میخواهید مثبت باشید، فعال شوید و شور و شوق داشته باشید، فقط نیازبه پذیرش مسئولیت «چنین بودن» دارید.
2- آنها به آنچه احساس میکنند، عمل میکنند: نمیتوانید منتظر انگیزهای بمانید که شما را به حرکت درآورد. مجبورید خود را به حرکت وادار کنید. تنها راه شکست دایره روبهرو شدن با ترستان و دست به کار شدن است- مهم نیست عمل شما چقدر کوچک یا کم اهمیت به نظر برسد.
3- به کاری که میکنند، ایمان دارند: در مورد جنبههای مثبت کارتان فکر کنید. اعتقاد به کاری که میکنید و تمرکز بر باورهای مثبت به شما کمک میکند تا عمل کنید و در مورد آنچه که انجام میدهید، سخنان مثبت بگویید.
4- اوقات خود را با افراد پرشور و شوق بگذرانید: شور و شوق مسری است. در حضور یک تنسان مثبت، بی تفاوت یا خونسرد ماندن کار دشواری است و اگر یک تیم کامل کامل از افراد مشتاق و پر شور ایجاد کنید، امکانات چنین تیمی بیپایان است.
برای بهبود شور و شوقتان...
. حس فوریت را نشان دهید: کارها را با فوریت زیاد انجام دهید. پروژه ای را برگزینید که شور و شوق کمی در موردش دارید. برای تکمیل مراحل آن ضربالعجل تعیین کنید.
. به انجام کارها بیشتر رغبت نشان دهید: اگر کسی از شما خواست کاری انجام دهید، قدری بیشتر از آنچه از شما خواسته شده انجام دهید و اثر آن را بر جو حاکم بر تیم مشاهده کنید.
. تشنه کمال باشید: هیچ چیزی به اندازه انجام خوب کارها نمیتواند شور و شوق ایجاد کند. راحتطلبی را پیشه نکنید، بر تلاش خود بیفزایید تا کارتان را در بالاترین حد کمال انجام دهید.
فصل 10: هدفمندی
بحث تفصیلی
معنی هدفمند بودن چیست؟ منظور کارکردن با هدف است و هر کاری را به حساب آوردن. این مطلب، در مورد تمرکز بر انجام کارهای صحیح و به صورت لحظه به لحظه، روز به روز، و سپس طی کردن این مسیر به صورت هماهنگ با تیم است. افراد موفق هدفمند هستندو آنها از این شاخه به آن شاخه نمیپرند و شانسی عمل نمیکنند. هر کس که خواهان زندگی هدفمند باشد، باید این کارها را انجام دهد:
1- برای هدفی ارزشمند زندگی کند: هدفمند بودن، با احساس هدف داشتن اغاز میشود. اگر مسئولیتی احساس نکنید، بععید است که بتوانید هدفمند باشید.
2- از نقاط ضعف و قوت خود آگاه باشید: اگر با نقاط قوت خود کار کنید، این امر بر انرژی و شور و شوق شما میافزاید. اگر کاری را که میتوانید به خوبی انجام دهید، بشناسید میتوانید وقت و انرژی خود را به صورت هدفمند به کار گیرید.
3- اولویت مسئولیتهای خود را تعیین کنید: اگر چرای زندگی خود را بشناسید، پی به چگونه و چه وقت آن خواهید برد. اولویتهای خود را بشناسید و مطابق این اولویتها کار کنید.
4- نه گفتن را یاد بگیرید: اگر قرار باشد هر کار خوبی سر راهتان قرار گرفتن انجام دهید، هرگز در مورد انچه که برایش ساخته شدهاید، به مقام بالای نمیرسید.
5- خود را نسبت به اهداف بلند مدت، متعهد کنید: رویکرد کوتاه مدت، همه یه هیچ، در زندگی به زیان افراد بسیاری عمی میکند. در عوض چشمداشت سودهای کوتاه مدت و گذرای خودتان را نسبت به روند بلند موفقیت متعهد کنید.
برای هدفمندتر بودن...
. نقاط قوت و ضعف خود را جستوجو کنید: اگر خود را نشناسید، نمیتوانید هدفمند و متمرکز باشید. هر چه اطلاعات و بینش صادقانهتری در این مورد به دست بیاورید، بهتر است.
. در حرفه خودتان متخصص شوید: هدف شما باید این باشد که 80% وقت و تلاشتان را صرف کاری بکنید که نتیجه زیادی برای شما و تیمتان داشته باشد.
. اوقات خود را به صورت هدفمند برنامهریزی کنید: اگر عادت به تفکر یک روزه دارید، برای یک هفته برنامهریزی کنید. اگر معمولا برنامهریزی شما یک هفتهای است، برای اهدافی که در یک ماه باید به آن دست یابید برنامهریزی کنید. ابتکار به شما کمک میکند تا روزهای هدفمندی داشته باشید.
فصل 11: وظیفهشناسی
بحث تفصیلی
ماری هایس، که در کتابهای تاریخی از او به عنوان «مالی پیچر» یاد میشود، نمادی است از نگرش بسیاری از افرادی که در انقلاب آمریکا شرکت داشتند. آنها آگاهی زیادی نسبت به ماموریت خود داشتند و احساس هدف داشتن، پیوسته آنها را به انجام بهترین کارها برای همرزمهایشان و ملت خود وا میداشت. او چهار کیفیت همه بازیکنان اگاه از وظیفه را به نمایش گذاشت.
1- آنها میدانند تیم به کجا میرود: هنگامی که وظیفه خود را کشف کنید، ضروریات ان را میفهمید، این امر به شما شور و شوق و میل آتشین به کار کردن و انجام وظیفه میدهد.
2- آنها میگذارند رهبر تیم هدایتشان کند: هر وقت یک عضو تیم رهبر را نادیده میکیرد، این احتمال که تیم هدفش را گم کند و به بیراهه برود افزایش مییابد. برای پیروزی یک تیم، رهبر باید بتواند تیم را هدایت کند.
3- آنها دستاوردهای تیم را بر منافع خود مقدم میشمارند: کار تیمی همیشه مستلزم فداکاری است. بازیکنان خوب همواره دستاوردهای تیم را به آنچه که خود به تنهایی میتوانند به دست بیاورند مقدم میشمارند.
4- هر کاری لازم باشد میکنند تا به وظیفه خود عمل کنند: اگر قرار است با اقدام شما تیم به موفقیت دست یابد، کاری تازه بکنید. برنامهریزی کنید، این همه کاری است که باید بکنید.
برای بهبود حس وظیفه شناسی:
. ببینید آیا تیمتان بر ماموریت خود تمرکز دارد: حفظ وظیفه شناسی در تیمی که ماموریتی ندارد، دشوار است. مطمئن باشید تیمی که به جایی نمیرود، تیم نیست. با تیم کار کنید تا ماموریتی برای خود تعیین و بیان کنید.
. راههایی بیابید که همواره ماموریت را در ذهن داشته باشید: ماموریت و مقصد تیم را بنویسید و در جایی قرار دهید که همیشه بتوانید آن را ببینید. بیشتری به سازمان بکنید، حتی اگر سازمان توجه چندانی به شما و افرادتان نداشته باشد.
فصل 12: آمادگی
بحث تفصیلی
داستان نویس اسپانیایی میگوئل دوسروانتس گفته است: «شخصی که آمادگی پیدا کند، نیمی از جنگ را برده است». اگر میخواهید خود را چنان آماده کنید که بتوانبد در مواجهه با مشکلات به تیمتان کمک کنید، در مورد مطالب زیر فکر کنید:
1- ارزیابی: آمادگی، با دانستن به اینکه برای چه چیزی آماده میشوید، آغاز میگردد. باید شرایطی را که در مسیر حرکت پیش خواهند آمد، مورد بررسی قرار دهید و نیز بایدبدانید که برای رسیدن به مقصد باید چه بهایی بپردازید.
2- میزان شدن: تنظیم کردن خوب، موفقیت را ممکن میکند. تنظیمات بد موفقیت را غیرممکن میکند- صرف نظر از میزان آمادگیتان، نباید فقط سخت کار کند بلکه باید صحیح کار کنید.
3- نگرش: از جنبههای ذهنی و روانی بازی مراقبت کنید. باید از نظر جسمانی خود را آماده کنید. حتما باید نگرش مثبتی در مورد خود، همتیمیها و موفقیتتان داشته باشید. اگر خود و هم تیمیهایتان را باور کنید به سوی موفقیت خیز برداشته اید.
4- عمل: در نهایت، باید دست به عمل بزنید. برای برداشتن اولین گام آماده باشید. شجاعت متحدی بزرگتر از آمادگی ندارد، ترس نیز دشمنی بزرگتر از آمادگی ندارد.
برای بهبود آمادگی:
. تفکر را روال عادی خود کنید: آماده شدن نیازمند تفکر پیشاپیش است. به نحوی که در حال حاضر بتوانید تشخیص دهید که در آینده چه نیازهایی خواهید داشت. وظایف بزرگ را به گامهای عملی و کوچکتر تقسیم کنید. سپس تعیین کنید که برای برداشتن هر گام به چه نوع آمادگی نیاز دارید.
. بیشتر تحقیق کنید: با ابزارهای تحقیق با حرفه خود هر چه بیشتر آشنا شوید و در استفاده از آنها مهارت کسب کنید.
. از اشتباهات خود درس بگیرید: در مورد اشتباهاتی که اخیرا مرتکب شدهاید، فکر کنید. آنها را بنویسید، مطالعه کنید، سپس بگویید که چگونه در صورت مواجهه با وضعیتی مشابه میتوانید به صورتی متفاوت عمل کنید.
فصل 13: روابط
بحث تفصیلی
روابط مانند چسبی است که افراد تیم را کنار هم نگه میدارد. هر قدر روابط محکمتر باشد، تیم منسجمتر است. یک راه برای اینکه بفهمید آیا روابط محکمی با سایر اعضای تیم برقرار کردهاید یا نه، این است که پنج ویزگی زیر را در روابط تیمی جستوجو کنید:
1- احترام: در مورد رابطه، همه چیز با احترام شروع میشود اینکه به دیگر افراد ارزش داده شود. قبل از اینکه مردم کاری بکنند که سزاوار احترام باشند، شما باید به آنها احترام بگذارید، تنها به این دلیل که انسان هستند اما باید احترام دیگران را به خود جلب کنید.
2- تجارت مشترک: احترام، به تجارب مشترک میان اعضای تیم در گذر زمان، نیاز دارد وکسب تجارب مشترک همیشه آسان نیست.
3- اعتماد: جورج مک دونالد، شاعر اسکاتلندی، میگوید: «مورد اعتماد بودن بهتر از دوست داشته شدن است. بدون اعتماد نمیتوانید هیچ نوع رابطهای را حفظ کنید.»
4- روابط متقابل: روابط شخصی یک طرفه پایدار نمیماند. در مورد روابط تیمی نیز این مطلب صادق است. برای ایجاد و بهبود روابط تیمی باید روابط بده – بستان برقرار باشد و هر کس ضمن بهرهمند شدن، به دیگران بهره برساند.
5- لذت متقابل: هنگامی که روابط رشد کرده و در حال استحکام یافتن است، افرادی که در این روابط هستند از یککدیگر لذت میبرند. فقط با هم بودن میتواند وظایف ناخوشایند را به تجاربی مثبت تبدیل کند.
برای ارتباط با همتیمیهایتان:
. به عوض خودتان به دیگران توجه کنید: در مورد همتیمیهایتان فکرکنید، چگونه میتوانید به آنها ارزش بدهید؟ چه چیزی میتوانید به آنها بدهید، بدون اینکه نفع خودتان در آن باشد؟
.تجاربتان را با هم سهیم شوید: برای ایجاد ارتباط با همتیمیهایتان بکوشید، کارها را به صورت جمعی انجام دهید. راهی بیاید تا زندگیتان را با هم سهیم شوید.
. کاری کنید دیگران خود را ممتاز بدانند: میتوانید با توجه کردن کامل به دیگران کاری کنید که آنها هم احساس «ویژه بودن» بکنند. هنگامی که به افراد نشان دهید که به آنها اهمیت میدهید، آنها با شما ارتباط برقرا میکنند.
فصل 14: خود بهبود بخشی
بحث تفصیلی
افراد زیادی میخواهند برای «رسیدن» کاری انجام دخند و پس از آن بازنشسته شوند. افرادی که به دنبال رفع کمبود هستند، پس از انجام آن و کم شدن فشار ناشی از کمبودها از انجام کار صحیح خودداری میکنند. افرادی که به دنبال برازندگی هستند، کاری را میکنند که باید بکنند، صرف نظر اط اسنکه شرایط چگونه باشد. افرادی که پیوسته خود را بهبئد میبخشند، همواره در زندگی سه روند ایجاد میکنند:
1- آمادگی: مهم نیست قصد انجام چه کاری را دارید، مهم این است که حالا چه میکنید که بتوان روی آن حساب کرد. اعضای خود بهبود بخش تیم در این مورد فکر میکنند که امروز چگونه میتوانند بهبود یابند. در صورتی که افراد اراده کنند هر روز چیزی یاد بگیرند برای رویارویی با چالشهاییکهدر آینده رخ خواهند داد، آمادگی بیشتری کسب میکنند.
2- تفکر و تعمق: اگر زندگی افراد واقع بازرگ که بر جهان تاثیر گذاشتهاند را مطالع کنید، متوجه میشوید که تقریبا در هر موردی، آنها وقت زیادی را به تنهایی – در تفکر و تعمق، فلسفه و مدیریتش و گوش دادن گذراندهاند. اوقات تنهایی برای رشد شخصی، اهمیت قرارداد این به شما اجازه خواهد داد که به شکستها و موفقیتهایتان نگاه کنید و شما را قادر میسازد برای رشد خود در آینده برنامه ریزی کنید.
3- اقدام کردن: باید آنچه را که یاد گرفتهاید، در عمل به کار ببرید. این کار گاهی دشوار است زیرا نیاز به تغییر داردو بسیاری از مردم هنگامی تغییر میکنند که یکی از این سه اتفاق رخ بدهد: آنقدر آسیب ببیند که مجبور به تغییر شون؛ به حد کافی در مورد کاری که میخواهند انجام دهند یاد بگیرند. یا آنقدر توان به دست بیاورند که بتوانند کار را انجام دهند. هدف شما آموزش پیوسته است، بنابراین هر روز میتوانید تغییر کنید.
برای بهبود و رشد خودتان...
. بسیار آموزنده باشید: تکبر دشمن جدی رشد شخصی است. به مدت یک ماه در هر فرصتی خود را در نقش یادگیری قرار دهید. در ملاقات ها به جای توصیه کردن گوش کنید.
. هر گاه چیزی را نمی فهمید سوال کنید: نگرش یک شخص در حال آموزش را ایجاد کنید. نه یک فرد خبره و همه چیز دان را. . برای پیشرفت برنامه ریزی کنید: تعیین کنید که چگونه در دو سطح آموزش ببینید. اول، موضوعی را که میخواهید در آن بهتر شوید را انتخاب کنید. برای شش ماه آینده برنامهریزی کنید که چه کتاب هایی بخوانید در کدام کنفرانس ها شرمت کنید، و با کدام افراد متخصص دیدار کنید. دوم، هر رئز به دنبال لحظاتی برای آموختن باشید، به محوی که هیج روزی بدون تجربهی نوعی پیشرفت سپری نشود.
. بهتر شدن را باارزش تر از ارتقاء شغلی بدانید: حرکت شغلی بعدی خود را بر این اساس انجام دهید که به شما بهبود ببخشد، نه اینکه چقدر از نظر شما میتواند سودمند باشد.
فصل 15: از خود گذشتگی
بحث تفصیلی
دبلیو، ه . آیدن، شاعر میگوید: «ما به این علت بر روی زمین هستیم که برای دیگران کار خوب انجام دهیم. دیگران چرا اینجا هستند، نمیدانم». هیج تیمی موفق نمیشود مگر اینکه بازیکنانش دیگر افراد تیم را بر خود مقدم بدانند. از خودگذشتگی آسان نیست. اما لازم است.
به عنوان عضوی از تیم، چگونه تز خودگذشتگی را رواج می دهید؟ با انجام کارهای زیر شروع کنید:
1-بخشنده باشید
قلب از خودگذشتگی، بخشش و سخاوت است. این امر نه تنها به اتحاد تیم کمک می کند، بلکه به رشد آن نیز کمک می کند. اگر اعضای تیم خود را با سخاوت در اختیار تیم بگذارند، موفقیت آغاز میشود.
2-از سیاستبازی پرهیز کنید: معمولا این کار به معنای این است که شخص در جستوجوی منافع خود است و به اینکه چه زیانهایی به تیم میرساند کاری ندارد. اما بازیکنان خوب تیم در مورد منافع همتیمیهایشان بیشتر از منافع خود نگران هستند. این نوع از خودگذشتگی به همتیمیها کمک میکند و به نفع شخص بخشنده است.
3-وفاداری نشان دهید: اگر وفاداری خود را به اعضای تیم نشان دهید، آنها نیز وفاداری خود را نسبت به شما نشان خواهند داد. وفاداری اتحاد را مستحکم میکند و اتحاد برای موفقیت تیم حیاتی است.
4-همبستگی را برتر از استقلال بدانید: استقلال بیش از حد از ویژگیهای خودخواهی است، به ویژه اگر موجب نادیدهگرفتن یا آسیب دیگران شود. کسی که خود را تنها در نظر میگیرد نمیتواند زندگی شادی داشتهباشد، این شخص همهچیز را برای خود میخواهد، باید برای دیگران زندگی کنید، تا خود به معنای واقعی زندگی پی ببرید.
برای از خودگذشتگی:
. بهجای خودتان از دیگری تعریف کنید: تصمیم بگیرید که مدت دو هفته در مورد خودتان سکوت کنید. و دیگران را تحسین کنید. در رابطه با اعمال و کیفیات افراد نکات مثبتی پیدا کنید تا به ویژه مافوق آنها، خانواده و دوستان نزدیک آنها بگوئید.
.نقش زیردست را بازی کنید: امروز، را به تمرین انضباط، خدمت کردن، دادن حقتقدم به دیگران و بازی نقش یک زیردست اختصاص دهید. یک هفته این کا را بکنید و ببینید چگونه بر نگرشتان اثر میگذارد.
. پنهانی ببخشید: جان یونیان، نویسنده، معتقد است «امروز را با موفقیت زندگی نکردهاید، مگر اینکه برای کسی کاری انجام داده باشید که هرگز نتواند جبران کند». اگر بدون آنکه افراد تیمتان متوجه شدند چیزی به آنها بدهید، نمیتوانند جبران کنند. امتحان کنید. عادت کنید مخفیانه ببخشید. دیگر نمیتوانید از آن دست بکشید.
فصل 16: گرهگشایی
بحث تفصیلی
بیشتر افراد موانع را میبینند، اما عدهی کمی به راهحلها توجه دارند. تاریخ نشانگر موفقیتهای گروه دوم است، در حالی که پاداش دستهی اول بیخبری است. کسی که به عوض دیدن مشکلات در مورد راهحل بیندیشید، میتواند تفاوت ایجاد کند. تیمی که افرادش چنین طرز تفکری داشته باشند، میتواند از پس مشکلات برآید.
نوع شخصیت، تربیت و گذشته شما میتواند میزان ((مشکل گشا)) بودن شما را تعیین کند. هر کسی میتواند تفکر مبتنی بر راهحل داشتهباشد. به حقایق زیر، که هر شخصی با تفکر گرهگشا آنها را میداند، توجه کنید.
1-مشکلات، موضوعی مربوط به دیدگاه است: موانع، مشکلات و شکستها بخشی از زندگی هستند. نمیتوانید از آنها فرار کنید. اما به این معنی نیست که اجازه دهید آزاردهنده شوند. بهترین کار این است که با طرز فکری مشکلگشا (مبتنی بر راهحل) با آنها روبهرو شوید. فقط موضوع نگرش در میان است.
2-هر مشکلی، قابل حل است: همهی مشکلات قابل حلاند. اگر میخواهید طرز فکری مشکلگشا داشتهباشید، باید قلبا بخواهید که این نگرش را در خودتان ایجاد کنید.
3-مشکلات یا ما را متوقف میکنند یا رشد میدهند: بزرگ یا کوچک بودن مشکل به بزرگ یا کوچک بودن شما بستگی دارد. مشکلات یا به شما آسیب میرسانند یا به کمکتان می آیند. بسته به نحوهی برخوردتان با مشکلات، یا آنها شما را از پیشرفت و موفقیت باز میدارند، یا به نحوی موجب پیشرفت شما میشوند که نه تنها بر آنها غلبه کنید، بلکه در این روند به شخص بهتری تبذیل گردید.
برای اینکه طرز تفکری گرهگشا داشتهباشید....
. از تسلیم شدن اجتناب کنید: در همان لحظهای که هر کسی ممکن است بگوید من تسلیم میشوم شخص دیگری که در
همان شرایط قرار گرفته است میگوید(( چه فرصت بزرگی)). در مورد وضعیتی سخت و دشوار که معمولا شما و همتیمیهایتان در برابر مشکل تسلیم میشوید، بیندیشید. تصمیم بگیرید که تسلیم نشوید، تا اینکه راهحلی بیابید.
. به تفکرتان توجه کنید: زمانی را با همتیمیهای با تجربهتان به کار روی مشکل اختصاص دهید. برای فکر کردن زمان مناسبی را انتخاب کنید نه وقتی که خشتع و بیحوصله هستید.
. مجددا در مورد استراتژیتان بیندیشید: از محدودهی تفکر معمولی خود خارج شوید و جند قاعده را نادیده بگیرید. مشکل را به دقت بررسی کنید. تلاش کنید تا ایده و روش جدیدی برای برخورد با مشکلات بیابید.
. روند را تکرار کنید: اگر در مرحلهی اول نتوانستید مشکل را حل کنید، باز هم برای حل آن تلاش کنید. اگر مشکل حل شد، این روش را در مورد مشکلات دیگر نیز به کار ببرید. به یاد داشتهباشید، هدف شما ایجاد راهحل مشکلگشاست که در هر شرایطی شما را به فعالیت میاندازد.
فصل 17: پیگیری
بحث تفصیلی
مناسب است که مبحث کیفیت بازیکنان تیمی را به صحبت در این مورد به پایان ببریم. زیرا پیگیری برای دستیابی به موفقیت بسیار مهم است. حتی افراد بیاستعدادی که نمیتوانند برخی از اصول بازیکن تیمی را کسب کنند، اگر روحیهای پیگیر داشته باشند میتوانند تیم خود را در مسیر موفقیت یاری کنند. پیگیر بودن یعنی:
1- هر چه دارید بدهید، نه بیشتر از چیزی که دارید: افرادی که پیگیر نیستند تصور میکنند که اگر از آنها انتظار پیگیری داشته باشند به این معنی است که بیس از توانشان از آنها خواسته میشود. در نتیجه، به خود فشار نمیآورند. پیگیر بودن یعنی اینکه 100% آنچه را که دارید- نه بیشتر و نه کمتر – به کار ببرید. اگر آنچه را که دارید صرف کنید، فرصتها را برای خود به موفقیت تبدیل کنید.
2- تسلیم قضا و قدر نشوید، با عزم راسخ کار کنید: افراد پیگیر در مورد موفقیت خود متکی به شانس، سرنوشت یا تقدیر نمیشوند. هنگامی که شرایط دشوار میشود، به کار کردن ادامه میدهند. آنها میدانند که زمان کوشش، نباید دست از کار کشید و این نکتهای است که تفاوت را ایجاد میکند.
3- هنگامی به کار پایان دهید که به اتمام رسیده، نه زمانی که خسته شدهاید: اگر میخواهید تیمتان موفق شود باید برای انجام کاری که فکر میکنید از عهده شما بر میآید به خودتان فشار بیاورید و در یابید که واقعا چه تواناییهیی دارید. این نه اولین، بلکه آخرین گام در دوی امدادی، آخرین شوت در یک مسابقه بسکتبال و آخرین یارد در منطقه پایانی فوتبال است که تفاوت ایجاد میکند، پیروزی متکی بر همین تفاوت ایجاد شده است.
برای بهبود پیگیریتان...
. سختتر و هوشمندانهتر کار کنید: اگر دوست دارید که دائم به ساعت نگاه کنید و هرگز بیشتر از ساعات کار – صرف نظر نیاز دارید که عادات خود را تغییر دهید. روزانه شصت تا نود دقیقه کار اضافی انجام دهبد؛ نیم ساعت یا 45 دقیقه زودتر از به همان مدت اضافی در محل کارتان بمانید.
. بر کارها پا فشاری کنید: برای موفقیت باید کارتان را کامل انجام دهید. در هر صورت، اگر نیروی قصد و اراده را هم به آن اضافه کنید، امتیاز کافی کسب کردهاید. روی یک کارت بنویسید که چگونه کار شما در ارتباط با هدفتان است. سپس هر روز آن را مرور کنید تا آتش احساسات خود را روشن و فروزنده نگه دارید.
. کار خود را به بازی تبدیل کنید: هیچ چیز مانند رقابت جدی نمیتواند پیگیری را تغذیه کند. با تبدیل کارتان به یک نوع بازی و سرگرمی، خود را تقویت کنید. در سازمانتان افرادی را بیابید که اهدافی مشابه شما دارند و رقابتی دوستانه با آنها ایجاد کنید تا به هر دوی شما انگیزه بدهد.
نتیجهگیری
با گسترش پیچیدگیهای زندگی امروز، نوع و روش انجام کار دگرگون شده است. کار تیمی و گروهی از ضروریات زندگی در جهان امروز و فرداست و مهارت در کار تیمی از مهارتهای اساسی زندگی اجتماعی در این دوران است. کارایی یک تیم با افزایش کارایی افراد آن تیم افزایش مییابد و ضروری است که افراد تیم برای گسترش کاراییشان، اصول کار تیمی را بیاموزند. اصولی که در این مقاله فرا گرفتیم، ما را به قلب کار تیمی میبرند و اصولی هستند که هر کس میتواند آنها را یاد بگیرد و در محل کار، خانه و... استفاده کند. اگر این اصول را یاد بگیرید هر تیمی خواهان همکاری با شما خواهد بود. تیمهایی که اعضایش این اصول را فرا گیرند، هیچگاه در مسیر پیشرفت متوقف نخواهند شد. این کتاب یک راهنمای کاربردی مؤثر در کار، زندگی و روابط اجتماعی شما خواهد بود.
وبلاگ حاضر وبلاگ گروهی دانشجویان روابط عمومی و روزنامه نگاری دانشگاه علامه طباطبایی بوده که تا تاریخ28 /7/87 توسط دانشجویان ورودى 85-86 کنفرانس های کلاسی خود را در آن نگاشته اند